تبليغاتX
جغرافیای آبهای حوض
ادبی
شاعران دردمند صاحب قلمان متفکر

اگر بگویم از عشق چیزی نمی دانم

واز ه ای چند  شلاقم می زنید

***

فواره ام تا همیشه سر کش است

تا عرفان ساده ی حباب را

در جغرافیای آب های حوض

برای تمام ماهی ها تعریف کند

***

تو از دایره گرد می شوی

و من- برایت با زبان شعر / مزه ی وسیع گیلاس را می چشم

با این موجودات ریز که زیر پوست احساسم می جهند

تو از خاکستری به آبی

وخوب دایره را فکر می کنی

ومن- تنها سطحی از خویشم

که در تنهایی اش

در "ویار "تو بزرگ میشود

با همین غروب که کوله ی شانه هایت

                                                   باربود

***************

دقیقه های جیغ

وهزار مضمون آبستن

که بر پلی از یک عبور سرد

تا زهدان تاریک کورتاج می رود

وکسی که میان مچا له های نقاشی

تنهایی اش را جراحی می کند

+ نوشته شده در  84/08/29ساعت 12 بعد از ظهر  توسط نیما حسینی نیا |