![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
شاید حقیقت آن دو دست جوان بود که زیر بارش یک ریز برف مدفون شد
اتاق را به تو تسلیم می کنم چرا که ابرهای تیره همیشه پیغمبران آیه های تطهیرند و در شهادت یک شمع رازی منور است که آن را آن آخرین و آن کشیده ترین شعله خوب می داند
ساعت ۱۶ بیست و چهارم بهمن ماه سا ل مرگ فروغ فرخزاد را به انسانیت تسلیت می گویم
|
|
+ نوشته شده در
84/11/24ساعت 3 بعد از ظهر توسط نیما حسینی نیا |
|
|
به خودم و قسمتی از تو
این چراغ
که دلش برای تاریکی می سوخت
با این سکوت
جواب خا لصانه ی دستانم نبود
بر طبیعتی که تنها مرا رقم میزند
به اعشار مرگ
تا خودم / تا کرم ها
که در جزام گونه هایم می چرند
هوا دارد کبود می شود
و ستاره خودش را بر حس جازبه رها می کند
بر غربت این کابوس
که هر وقت انگشتانم را شمارش می کند
چیزی کم می شود
و شاید/ حس صدایی که در یک فضای خالی
منعکس می شود
بر صو رتم مشت می زند
تا همیشه حرفی باشم برای اغاز سطر نگاهت
که قسم خورده بودم دلتنگ شوم
با قربت نفسهای مردی
که میمش را با الفاظ مرگ معکوس کرده بود |
|
+ نوشته شده در
84/11/21ساعت 3 بعد از ظهر توسط نیما حسینی نیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نیما حسینی نیا 14 فروردین 1366 شیراز
|
|
RSS
|