![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
گرز ات را در آسمان برای زمین کوچکت بچرخان شاید بیایم بار دارت کنم جای پای دو مرد سنگین مانده است در عبور سنگی پلی که نورهشتی هایش را قوز می کند شهر توی سرم خراب می شود خلوت کلاغ ها را قار غارت کرده ام در ساعت های خسته و بیکار که می چکم بر سنگفرش های اصفهان قسمتی از خودم که جاری می شود لای کاشی های کهنه ی شهر و قسمتی دیگر که در لحاف سربی خواب انکار می شود به بوی مرموز نم اغشته ای که هر روز در سکانس های ساعت خورشید تبخیر میشوی دعا کن که برف پرسپکتیو کوچه را بپوشاند من از این پوچی پیچ در پیچ بیزارم |
|
+ نوشته شده در
86/03/14ساعت 4 قبل از ظهر توسط نیما حسینی نیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نیما حسینی نیا 14 فروردین 1366 شیراز
|
|
RSS
|